خرید بک لینک
يک دوستي داشتم، به معناي واقعي کلمه هيبت و بزرگي داشت، وقتي حرف ميزد، کلمه کلمه حرفاش توي سلول سلول من و بقيه مخاطباش نفوذ و رسوخ داشت.با اينکه در ظاهر، ظاهر جذابي نداشت اما حرف زدن و راه رفتن و ظاهر و ... بشدت گيرا بود.هميشه من فکر ميکردم اين از خصوصيات ذاتي و ژنتيکي ادمهاست که بعضي ها اينطورن و بعضي ها هم بي اثر و گاها فرومايه!پ.ن1 : امروز اما نظر من چيز ديگست، اون دوستم عاشق امام حسين بود، عاشق به معناي واقعي، در عزاي ائمه عزادار بود و اسم حسين که ميومد اشک توي چشماش جمع مي شد، تنش مي لرزيد و ... .تکيه کلامش حسين جان بود و تا آب ميديد بي تاب مي شد، اسم آقاشو مي آورد و ... . من مثل اين

برچسب: برای,عزتمندی, نویسنده: مهراد شجاعی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 18:11

مخاطب محترم که در مورد ازدواج امام زمان عج و فرزندان احتمالی ایشون سوال پرسیدید، سوالاتتون اتفاقا خیلی هم به جا بود/حتما مطالعه میکنم و همینجا جواب رو میزارم.هر چقدر شناختمون نسبت به حضرت بیشتر باشه در ارادت و وفاداری و پیروی از ایشون هم قطعا موفق تر خواهیم بود.ازتون ممنونم.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۴ساعت 9:26 توسط از جنس پاییز |

برچسب: ازدواج,فرزندان,امام,زمان, نویسنده: مهراد شجاعی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 18:11

به نقل از وبلاگ یکی از دوستان : " من که خیلی خوشم اومد از این مطلب"روانشناسان میگویند : ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯼ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪﯼ ؛ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﻋﺸﻘﺖ ﺭﺍ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨﺪ .. ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺩﺷﻤﻨﺖ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪﯼ ؛ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﻗﺪﺭﺗﺖ ﺭﺍ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨﺪ .. ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺗﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪﯼ ؛ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﭘﺸﯿﻤﺎﻧﯽ ﮐﻨﺪ .. ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﺍﯼ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪﯼ ؛ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﭘﺎﺳﺨﺖ ﺭﺍ ﺩﻫﺪ .. ﺍﯾﻦ ﺭﻣﺰ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﺗﻮﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺳﻬﺮﺍﺏ ﺳﭙﻬﺮﯼ : ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎ ﻫﻤﻪﯼ ﻭﺳﻌﺖ ﺧﻮﯾﺶ ﻣﺤﻔﻞ ﺳﺎﮐﺖ ﻏﻢ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﺣﺎﺻﻠﺶ ﺗﻦ ﺑﻪ ﺟﺰﺍ ﺩﺍﺩﻥ ﻭ ﺍﻓﺴﺮﺩﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻭ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺟﻨﺒﺶ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪﻥ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﺷﺎﮔﺎﻫﻪ ﺁﻏﺎﺯ ﺣﯿﺎﺕ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺟﺎیی ﮐﻪ ﺧﺪﺍ میخندد "روزگــ

برچسب: معجزه,لبخند, نویسنده: مهراد شجاعی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 18:11

مولاجان دلم به وسعت آسمان بارانی این روزها گرفته، و گاه غصه می بارد... گره کور!

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۴ساعت 14:58 توسط از جنس پاییز |

برچسب: گرفته, نویسنده: مهراد شجاعی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 18:11

خیلی با خودم کلنجار رفتم دوباره برگردم به اینجا و بنویسم!الان هم سر در گمم و شاید دوباره رفتم که رفتم... بعضی وقتا شاید اومدم و برای دل خودم چیزهایی و مطالبی از مسائل اجتماعی نوشتم.نمیدونم... بگذریم. حتما همه شنیده اند ماجرای یکی از بانوان این کشور را و بحث حجاب و ... مطرح شده.چند تا نکته به ذهنم میرسه فارغ از همه تحلیل هایی که شده و من اصلا در مقام تحلیل و نقد و اثبات درستی یا عدم درستی و شایعه بودن یا عدم شایعه بودن و ... اینها نیستم.فقط بحثم چند تا نکته اخلاقیست، نه برای این ماجرا، برای کل ماجراهای مشابه و برای آخرت خودمون و برای مرگ جامعه ای بدون اخلاق: 1-اولا باید برای اخلاق مرثیه ها داش

برچسب: مرثیه,برای,اخلاق, نویسنده: مهراد شجاعی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 18:11

امان از مومن ها (یا بهتره بگم مومن مآب ها!) یی که از دین فقط انگشتر ریا و ریش و پیراهن روی شلوار و ... را یاد گرفته اند اما اخلاقشان تند است و غرور از همه وجنات و اعضا و جوارحشان می بارد. چه آدمها که از رفتار اینها دین گریز شده اند و چه دل ها که از برخورد اینها شکسته اند...خوبه مقایسه بکنیم رفتارشان را با خلیفه پاک خدا روی زمین، امام باقر (ع) :-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------امام باقر و مرد مسیحی امام باقر، محمد بن علی بن الحسین علیه السلام، لقبش «باقر» است. باقر یعنی شکافنده. به آن حضرت «ب

برچسب: امان, نویسنده: مهراد شجاعی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 18:11

مبارکت باشد، محسن جان، شفاعت حسین و نوشیدن آب کوثر به دست ساقی کوثر.چه امتحانی شدی و چه سربلند از این امتحان بیرون آمدی که عالم بر تو غبطه میخورد و هیچ جای حسادتی هم نیست، چرا که خدا فقط بهترین ها را اینگونه می آزماید و فقط هم محبوبترینها اینگونه سربلند بیرون می آیند.گوارایت باد... یک دنیا برایت گریستند و با کودکت همدردی کردند. به فدای آن پیکر بی سری که در کنار شش ماهه اش، روزها زیر آفتاب داغ و سوزان، بی غسل و کفن ماند و بغض کودکان سه ساله، بخاطر سیلی و گوشواره، فروخفته شد. داغی بر دل عالم زده شد که هزار و اندی سال است، هر روز فروزان تر و سوزان تر می شود. امان از دل زینب... + نوشته شده در ش

برچسب: زینب, نویسنده: مهراد شجاعی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 18:11

یک ماجرا در عالم اتفاق افتاد، تحلیل های زیاد، صحبت های فراوان، تجمعات زیاد و عجیب و اسامی گوناگون: پیچ تاریخی نقطه عطف جهان نقطه ای روشن و البته تاریک! و... همه جریانات عالم را تحت تاثیر خود گذاشت.همه جمله ها را ناتمام گذاشت و همه آدمها را برگرداند به ... همه چیز نقطه شد و مجددا سر خط! چه کرده ای به عالم حسین جان-کربلا... + نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۶ساعت 15:34 توسط از جنس پاییز |

برچسب: نقطه, نویسنده: مهراد شجاعی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 18:11

صفحه بندی